این شعر انگار واقعا برای من و زندگی من سروده شده :
اشک و اندوه و غمه بعد رفتنت توی دلم 
تنهایی و سکوته ، هم نشین این دلم
هزار هزار حرفه ،تو این قلب شکستم
واسه رسیدن بهت غرورم و شکستم
آهی مونده تو سینه ام ، با هزار چرا و اما
درد می کشم ، روحم تو رو میخونه
بهار قلبم ، پاییزه قلبم تو رو می خوادش
میخوای که باشم همون آدم اولیه
مثل سنگ و صخره ، بشه قلب شکسته
آمدی و کردی نرم قلب سنگی منو
با هزار امید و آرزو گذاشتی منو
کجا پنهون کنم عشق تو رو
به کی بگم درد دوریت رو
ولی حالا:دل تو سنگه سنگه
فراموشی ،میگی تو ، نمی شه نمی شه
دلم شکسته از این زمونه ی غریب
دلم گرفته از این مردم نارفیق
دلم تنگه برات ، خزون و پاییز عزیز
غصه و اشک می باره از روح و دلم
چه کنم که برگردی دوباره
چه کنم که اشک و اندوه ؟؟
منو تنها نمیذاره
